تبلیغات
سوسا وب تولز -ابزار وبلاگ
riazi - دزدان دریایی و گنج گمشده
riazi
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 مهر 1390 توسط سجاد کاجی

دزدان دریایی گنجی میربایند و برای مخفی کردن آن به جزیره ی دور دستی میروند. در جزیره هیچ چیز یافت نمیشود مگر سه درخت بزرگ کهنسال که به شکل یک مثلث و در فواصل مختلفی از یکدیگر قرار گرفته اند. چون هیچگونه نشانه ی دیگری جز این سه درخت در جزیره نیست، طبیعی است که دزدان فکر میکنند که گنج را باید جایی در حدود همین درخت ها چال کنند طوریکه باز یافتن آن برای خودشان آسان ولی برای دیگران مشکل باشد.

 

رئیس دزدان پس از مدتی تفکر، نقشه ای به نظرش میرسد: او به زیر درخت A میرود و فاصله ی آنرا تا درختB با قدم میشمارد و وقتیکه به درخت B میرسد، نود درجه به راست میپیچد و همان اندازه راه میرود تا به نقطه یE میرسد. در اینجا نیزه ای در زمین فرو میکند.

     

باز به زیر درخت A  بر میگردد و این بار فاصله ی آنرا تا درخت C با قدم میشمارد و وقتیکه به درخت C  میرسد نود درجه به چپ میپیچد و همان اندازه راه میرود تا به نقطه یF  میرسد. در اینجا نیز نیزه ای در زمین فرو میکند. بعد ریسمانی میکشد و دو سر آنرا به نیزه ها محکم میبندد و با قدم، نقطه ی وسط ریسمان را معین میکند. به دستور او این نقطه ای است که گنج باید در آن دفن شود. پس از دفن گنج و استتار محل آن، دزدان وسائل خود را جمع کرده، سوار کشتی شده و جزیره را ترک میکنند.

 

مدتی بعد وقتیکه آبها از آسیاب افتاد، دزدان به جزیره برمیگردند تا گنج را از زیر زمین بیرون آورند. اما وقتیکه به محل دفن گنج میرسند با کمال حسرت میبینند که در غیاب آنها سیل سختی آمده و درخت A را که در واقع مبدا اندازه گیری شان بوده است کاملا" از ریشه در آورده و به دریا انداخته است و جای آن را طوری با ماسه های ساحلی پر کرده که هیچگونه اثری از محل آن باقی نمانده است ولی درختهای B و C همچنان بر جای خود هستند.

    

 از دیدن این منظره پاک نا امید میشوند و  مایوسانه و بی هدف چندین نقطه از زمین را میکنند ولی به نتیجه ای نمیرسند. چندین روز به سختی میکوشند تا محل گنج را پیدا کنند ولی هر چه بیشتر جستجو میکنند کمتر می یابند. اندک اندک داشتند قطع امید میکردند و به فکر باز گشت افتاده بودند که یکی از دزدان که جوان تازه کاری بود و میگفت در روزگاری که مدرسه میرفته ریاضیاتش خیلی خوب بوده است به خدمت رئیس دزدان میرسد و به او میگوید که اگر قلم و کاغذی به من بدهید و مدتی وقت، من با محاسبه جای گنج را پیدا میکنم.

 

فورا" قلم و کاغذی در اختیار دزد جوان قرار میگیرد و او در سایه ی یکی از درختها مینشیند و پس از نیمساعت بلند میشود و مقداری این ور و آن ور میرود و با قدمهایش فاصله ها را اندازه گیری میکند و در نقطه ای متوقف میشود و نیزه اش را در زمین فرو میکند و میگوید: "گنج اینجاست!"  دزدان به سرعت زمین را گود میکنند و با کمال تعجب و ناباوری و با شادی فراوان به گنج میرسند.

 

شما میدانید این جوان چگونه محل گنج را پیدا کرد؟  



قالب وبلاگ
m